آهشته چه میگویی در زیر لبت ای وای
شاعر : دادا بیلوردی
شعر تر چشمانت لب را چو تکان دارد
اشکی به زبان نو از دیده روان دارد
تصویر تو را گشتم دیدم غزلی بوسه
در اوج تماشایی بر تشنه ، لبان دارد
ای کاش بنوشی تو امواج نگاهم را
کز ناز توأم بینی چون شور ِ نهان دارد
دل را بغلی واکن دریاب چه دلگیـــرم
وقتی که جدایی ها از شعله فغان دارد
آهسته چه می گویی در زیر لبت ای وای !
این عالم رؤیایی از عشق جهان دارد
من لهجه ی نازت را پیوستـــه خریدارم
گلْ واژه ی وصل تو شیرینی جان دارد
گردم سر «وبلاگت»چون عاشق هرجایی؟!
بر دل نپسندی که «وبسایت» جوان دارد
پرکن ز می قربت پیمانـــه ی دادا را
کاین حـــال تغزّل بو از حور جنان دارد
برچسب:
نویسنده: محمد