دوبیتی
شاعر : مهدی کاظم زاده
چه گویم از شب تردید بی تو
گل یاسم شبی خشکید بی تو
خدا حافظ که می گفتی فرو ریخت
عزیزم ! خانه ی امید بی تو
××××××
چرا باغ شما مریم ندارد
گل چشمانتان شبنم ندارد
دل بی مهرتان وقت عزای
تمام لاله ها هم غم ندارد
×××××××
شبم بی تو سکون درد و درد است
پر از تنهایی پاییز سرد است
به هر در می زنم این شام و اما
به سینه دست بی احساس طرد است
×××××
عبوری سرد و ساده از کنارم
نه حتی گوشه چشمی زیارم
ومعنای عبور ساده این بود
غمت را بعد از این در دل ندارم
××××
کجایی مریم رویایی من
تو ای مهر شب یلدایی من
کجایی که دلم خشکیده بی تو
همان دل،آن دل دریایی من
×××××
تو را بیهوده عاشق خوانده بودم
به راه عشق صادق خوانده بودم
دریغ از من که لبخند گلی را
به لبخندی موافق خوانده بودم
برچسب:
نویسنده: محمد