ما را
شاعر : شمس الدین جهانی
ای باده داغستان ! غمباد مکن ما را
درجلگه بادستان بی باد مکن ما را
ای طاقه دیوان ها! ای باغه بستان ها!
درگردش طوفان ها برباد مکن ما را
مژگان تو در جانم صد تیر نشان کرده
ای شوق سحرگاهان! بی داد مکن ما را
درگوشه خمخانه عمرم به فنا گشته
درجشن قماربازان دلشاد مکن ما را
ای خون بجوشیده! ای آه به خون خفته!
درجوشش می خورده فریاد مکن ما را
ای بارش شمشک ها! ای شاهد دوران ها!
درجرگه گمنامان فرهاد مکن ما را
دربند چلیپانت صد یوسف کنعانم من
زین بند زلیخایی آزاد مکن ما را
درجان خرباتم صد خانه بنا کردم
ای بوم شبانگاهان! آباد مکن مرا را
ای ریزش بهمن ها ! با خیزش مژگان ها
درگردش تابستان مرداد مکن ما را
درخاک گز ترکان خشخاش نمی روید
دروادی خارستان شمشاد مکن ما را
ای شاه گدارویان! درکوی خداجویان
با کلک غزل گویان کم یاد مکن ما را
برچسب:
نویسنده: محمد