میدانم خیلی دیر است ولی ...بلاخره با نوحه لکی برای عاشورا از زبان زینب کبری(س) بروز شدم..
****************************
نوم دِلِم هَر ئاگره هر چی مَهَم کورا نِمو
داخِ بی یاری تونو تنیائیِت پاسا نِمو
ئه برا دردِت وَ کولِم مَر چَنی صبرِ منه ؟
هَر چی ئژ ایمشو که مَچو مَر چیه روژا نِمو؟!
(در دلم آتشی است که هرکار میکنم خاموش نمیشود)
(داغ بی یار ماندنت و تنهاییت سبک نمی شود )
(ای برادر دردت بجانم مگر چقدر صبر من است ؟)
( از امشب هرچه میگذرد چرا روز نمی شود؟)
************************************
کاروان کووه مَچی؟ لََشِ برام مَن ئر زمین
دل مِنیش جا مه نیه اما دلی پیر و خمین
کاروان منزل وه خیر؟ م دل گَرون ئو بی کَسِم
لَشِ بی گیون برام ئاگرمه ژه داسه درین
(کاروان کجا میروی؟ پیکر برادرم بروی زمین مانده است)
(دل من هم جامانده اما دلی پیر و غمگین)
(کاروان مقصدت کجاست؟ من بسیار ناراحت و بی کس شده ام)
(پیکر بی جان برادرم درونم را به آتش کشیده است)
برچسب:
نویسنده: محمد